تبلیغات
شاید - مطالب شاید
شاید
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند، پروانه شدن یعنی تباهی!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 خرداد 1392
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند، پروانه شدن یعنی تباهی!



نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 فروردین 1392
سلام خوبی

دوچیز را از شاید به نسیحت به هت می گم

یک .مرنج

دو.مرنجان




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 فروردین 1392
سلام

شمع می سوزد                                               عشق هم در کنارش

شمع آب می شود                                          عشق نابود

شمع خاموش میشه                                        عشق .....       نمی دونم




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 فروردین 1392
سلام

سلامتی سه تن

ناموس و رفیق و وطن

سلامتی سه کس

زندانی و سربازو بی کس

سلامتی باق بونی که زمستونش و اط بهارش بیشتر دوست داره




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 فروردین 1392
سلام
امید وارم که خوب باشین وسال خوبی رو براتون آرزومندم .

انشاءالله  که شرمنده آقا مون امامام زمان (ع)نشده باشیم .

به امید اینکه خدای بخشنده و مهربون همه ی گناه های مارو تو این یک سال که گذشته ببخشه وبیامرزه .

موقع سال تحویم همه ی دوستان ومن روهم فراموش نکنین نیازمندم به دعا های شما

خداکنه با اومدن سال 92آقا هم بیاد .


سال نودودو را به شما تبریک می گم .

حالا این مطلب و خوندی پایین هم برو مطالب وبخون ونظر بزار




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 اسفند 1391

جملات قصار زیبا از بزرگان   جملات کوتاه و آموزنده و جالب جدید





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 اسفند 1391
دیابت لباتم
خراب اون چشاتم
عاشق اون صداتم
بادبون کشتی هاتم
دیوونه نگاتم
روانیه اداتم

خالی بستم ،خالی بستم




نوع مطلب : شاید، طنز، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 اسفند 1391
سلام

قدیما هرکس می خواست سیگارو ترک کنه میرفت 2و3تا پسته میخرید به جای سیگار.

اما حالا باید به جای پسته 2و3نخ سیگار بگیره .





نوع مطلب : طنز، شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 اسفند 1391
سلام
می خواستم ببینم
چراوقتی به مشکل می خوریم همش داداو فریاد می کنیم

از خدا شکایت می کنیم

یکزره ساکت شیم شاید خدا هم حرفی داشته باشه




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 اسفند 1391
سلام

باخودم گفتم آنقدر کم یاب شوم که دلی برایم تنگ شه اما حیف که فرتا موش شدم




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 19 اسفند 1391

برای بزرگنمایی لطفا کلیک کنید

برای خواند فرق ها به ادامه مطلب برو ضرر نمی کنی به نفع ت است



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 18 اسفند 1391
این داستان را برای دوستانم مینویسم که روزی با من بودن ولی حالا


درکشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازی ساخت که دو نفر بر روی سنگ ترازو روند و هر کس که وزنش کمتر بود کشته میشد از بخت بدم من . من و دوستم روبروی هم افتادیم .من برای اینکه دوستم زنده بماند ده روز غذا نخوردم . روز مسابقه من خودم را سبک گرفتم غافل ازین که دوستم به پای خود وزنه بسته بود ؟؟؟ 

دوستی ما آدما مثل این داستان نه بیشتر از این دعا می کنم که فقط با خدا دوست باشید که هیچ وقت تنها نمیزار ما را
......




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 18 اسفند 1391
سلام
شاید اگر آینه فقط زیبایی های تورا نشان بداه.
اما شیشه زیبایی دوستانت را نشان می دهد.


شاید اگر آینه ثروت تورا نشان دهد .
اما شیشه فقر دوستانت راهم که نیاز مند هستند به تو نشان میدهد.

واقعا"یک بار خودت رادرآینه ببین یک بارهم خودت را در شیشه ی اتاقت بیرون رانگاه کن




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 18 اسفند 1391
سلام

همیشه منتظر هستم

بی آن که در رکورد نشستن باشم

همیشه منتظر هستم

                                چونان که من

همیشه در راهم

همیشه در حرکت هستم

                             همیشه در مقابله

تومثل ماه
 
              ستاره
                       خورشید

همیشه هستی

ومی درخشی از بدر
   
                                   ومیرسی از کعبه

وکوفه همین طهران است

که باراول می آیی

وذوالفقار راباز می کنی

وظلم را می بندی

همیشه منتظرهستم

                                  ای عدل وعده داده شده

این کوچه
             این خیابان
                            این تاریخ

خطی از انتظار تورا دارد

 وخسته است

تو ناظری

             تو میدانی

ظهورکن

ظهور کن منتظر ت هستم

ظهور کن که منتظر تو هستم




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 16 اسفند 1391
به قول خودش صد تا دوس دختر سانتال مانتال داشت !

مادرش اصرارداشت زن بگیره،


بلاخره هم قانعش کرد !

مامانش هم شروع کرده بود به

خواستگاری رفتن ولی هر جایی یه مشکلی بود و نمیشد !


یه روزنشستیم گفتیم ای بابا چی شد پس کی زن میگیری ؟!

خندید گفت چه می دونم بابا زن گرفتن به ما نیومده !

گفتیم بابا تو که این همه دوس
دختر داری یکی از همینا...

وسط حرفم پرید گفت نه دیگه نشد ! من زن نجیب می خوام !


نه این عروسکا


که هر روز اسباب بازی یه نفر میشن...

شرمنده حرف دل بود که باید زده می شد دختر و پسر هم نمی شناسه ؟

با همه شما بودم آخر حرف همه شما همین است و اگر هم ازدواج کنید آخرش طلاق است خود دانید حرف دل بود که زده شد حالا می خواهی گوش کن یا گوش نکن



نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 اسفند 1391

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اسفند 1391
سلام مادر برای سر شماری مزاحم میشیم ،شما
چند نفرید ؟! پیرزن سرش رو پایین انداخت و سکوت کرد و گفت : مادر میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟!چرا مادر ؟! آخه شاید تا فردا از پسرم خبری برسه ..........شادی روح شهدا ی گمنام صلوات..............



نوع مطلب : شاید، شهدا، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اسفند 1391




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اسفند 1391
سلام

هیچ به این موضوع فکرکردی .

که وقتی من یا تو مریض میشیم .

خیلی زود خوب می شیم .

اما مادر یا پدر اگه مریض بشه .

مدت طولانی مریض هستن .

به نظرت چرا ؟؟؟؟؟؟


من فکر کنم چون منو تو مهر مادر وپدرو میبینیم اما اونا چی ؟




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 13 اسفند 1391
سلام

نامه ای برای رزمنده های اسلام در 8سال دفاع مقدس .


سلام

من زهرا دختر 9ساله از مشهد هستم .

من پدرم در حال اومدن به جبهه تصادف کرد ومرد .

من شمارو خیلی دوست دارم .

من با مادرم وخواهر برادرام زندگی می کنیم .

من ومادرم قالی می بافیم .

من ومادرم 90روز روزه گرفتیم تا بتونیم ای نون خشک وم مغز بادوم هارو برای شما بفرستیم .

تورو خودا این از ما قبول کنید .




نوع مطلب : شاید، شهدا، دلنوشته، 
برچسب ها : شاید،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 اسفند 1391
سلام

در نگاهم یک غروب سردبود

سرنوشتم جاده های درد بود.

ازمیان برگ های سبز باغ .

قسمت من برگ های زرد بود.




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 اسفند 1391
سلام


از بعضی چیز ها خوشم نمی یاد چون رابطه ی عکس دارن مثلا":

نور به اجسام می خوره وآن هارا به ما نشان میده ولی اگه به عشق بطابه دیده نمی شه .

یا

یکی رو با طناب از ته چه در می اری نجاتش میدی ولی نمی تونی باتناب یکی رو از پشت بام بکشی پایین




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 اسفند 1391
سلام

هیچ وقت نگران نباش که کسی به خاطر تو نفس نمی کشه

اینو بدون یکی همی شه به خاطر طو نفس میکشه

اونم دماغته




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 اسفند 1391
سلام

امروز دیدم که شیطود فریاد میزد

می گفت اشتباه کردم اون موقعه

به آدم سجده نکردم الآن که می خوام سجده کنم آدم پیدا نمی شه




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 5 اسفند 1391

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت

“باران احمق

این است معنی مادر





نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 5 اسفند 1391

گاهی اوقات باید خدا رو شکر کنی

یا اصلا بغلش کنی و ببوسیش

که به چیزی که یه روزی میخواستی نرسیدی …





نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 اسفند 1391
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ 
  چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ 
  چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ 
  چرا تو خونه ?0متری ال سی دی ?2 اینچی میذارن؟ 
  چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ 
   چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟




نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 اسفند 1391

سلام

من عقیده دارم که مشکلات شیرینن مثل ابنبات شیرینی

باورنداری:بیا پایین

-

-

-

-

مشکلات=م+شکلات

دیدی مشکلات شیرینه آگه میمش روبرداری میشه شکلات امکان داره تلخ باشه امکان داره شیرین.





نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 اسفند 1391

یه عاشق میگه :

اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !

اما ….

یه رفیق میگه :

اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته … !!!





نوع مطلب : شاید، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 اسفند 1391


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی