تبلیغات
شاید - مطالب خرداد 1391
شاید
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند، پروانه شدن یعنی تباهی!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
   چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ 
  چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ 
  چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ 
  چرا تو خونه ?0متری ال سی دی ?2 اینچی میذارن؟ 
  چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ 
   چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟




نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 خرداد 1391

لبخند بزن عزیز دلم
اشک نریز
که هر قطره اشکت
چو آبشاری بر سرم
فرو می ریزد
و مرا
در غمت
غرق ماتم می کند





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391
شماره ناشناس ناشناس :
سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
-بله ،شما؟
-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم . ------- ...
شماره ناشناس بعدی : -
دوست پسر داری؟ -
نه نه اصلا -
من دوست پسرتم ......
واقعا که ...
 -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! -
خوب داداشتم دیگه
،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو..



نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت

“باران احمق

این است معنی مادر





نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391

 

 

برای خواند فرق ها به ادامه مطلب برو ضرر نمی کنی به نفع ت است

این مطلب برای یک دوست است



ادامه مطلب


نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391

بیمعرفت نگوفتی

یکدختر تنها

تواین شهر شلوغ

بین مردم سرتا پا دوروق

نمی دونی چه حالی داشت

وقتی همه آرزوهاش مرده بودن

وقتی که آدمای پلید آبروش روبرده بودن

فهمیدی چی کشید وقتی مرگش رو میدید

این حرف هادوروغ نیست

داره صحت همه ی ماها شدیدم یک مار 4رو3خط

-

-

-

-

-

پس کجاست قیرت ایرانیمون فرض کنیم خواهر من خواهر تو مادر تو مادر من

 

 





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391

سلام

چرا باید هم دیگرو دوست داشته باشیم؟

جواب خود را در نظرا بنویسیداین مطلب ثابت است.

 

چون دین اسلام دین محبت است و دوست داشتن بخشی از محبته





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 خرداد 1391

سلام

 

ازش پرسیدم :

چرا می جنگی

گفت:

تفنگم در مشت

کولبارم بر پشت

بند پوتینم رامحکم می بندم

چرا می جنگی

مادرم برای به سلامت رسیدنم

آب ،آیینه،قرآن آورد

چرامی جنگی

برای وطنت ،ناموس

-

-

-

-

-

جنگیدن برای ناموس اونمو قعه از ناموسشون دفا کردن .

الآن جی از ناموسمو ن مراقبت می کنیم.





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 خرداد 1391

سلام

میگن جنس ها ارزون شده .

آخه نامردا 45000تومن دارید میدید به مردم اون موقعه :

آب ،گاز،برق،گرون که این پولی که میدید پول این هاهم نمیشه .

دیگه مردم باید از گرسنگی بمیرند.

نون 200تومنی شده 600آخه بی انصاف ها این مردم پول از کجا بیارن .

بخاطر شما که راحت باشید باید مردم از گشنگی بمیرند.

 

                                               





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 خرداد 1391

سلام این مطلب از یکی از دوستان است

هر وقت که یکی به سفر میره رسمه که پشتش آب میریزن چون نماد روشناییه و مهریه فاطمه زهراست چون امید به امدنش دارن ولی میدونید چرا پشت مرده ها آب نمیریزن؟؟؟چون این دنیا ارزش برگشتن نداره...

میدونید چرا ارزش نداره؟چون مردونگی مرده

میدونید چرا مرده؟چون خدا رو یادمون رفته

میدونید چرا یادمون رفته؟چون تعریف خدا رو غلط فهمیدیم

میدونید چرا غلط فهمیدیم؟چون گناه میکنیم

میدونید چرا گناه میکنیم؟چون...

 نوشته شده توسط: م. ق  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 خرداد 1391
سلام

ایکاش می شد درد دوستانمان را مثل این عکس درک کنیم.

ایکاش می شد فقر آنهارو هم درک کنیم.

ایکاش صمیمیت آنها ،دوسداشتن آنها درک میشد .

اشیای بزرگ را راحت مبینیم اما درد،فقر،صمیمیت چه طور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 خرداد 1391

خورشید حق دارد

خروس حق دارد

ساعت حق دارد

روز را فراموش کنند و تا ظهر بخوابند

اما تو ؟

حق نداری

بوسه ی صبحگاهی مرا فراموش کنی

و مرا بی ترانه و لبخند

از در روانه کنی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 خرداد 1391
سلام

چرا بعضیها فکر می کنن که شاید های زندگی خیلی راحت برطرف میشه .

شاید برم . یعنی ما نیمی توانیم تصمیم بگیریم .

چراوقتی می توانیم کاری رو بکونیم انجام نمی دیم بعدش میگیم .شاید ،اگر، ایکاش .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 خرداد 1391

بزرگترین گناه:داشتن خواهرشوهر

بزرگترین جهاد:زندگی با خواهرشوهر

بزرگترین کار:ادب کردن خواهرشوهر

بزرگترین هنر:کم کردن روی خواهرشوهر

بزرگترین آرزو:ندیدن خواهرشوهر

بزرگترین نعمت:نداشتن خواهرشوهر

بزرگترین تفریح:خیط کردن خواهرشوهر

 

از کسانی که خواهر شوهر هستند خواهش میکنم ناراحت نشوند ای مطلب برای خنده هست





نوع مطلب : شاید، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 خرداد 1391

سلام

میگم :

اگه گلی رودوست داری پرپرش نکن .

اگر پرپرش کردی دور ندازش .

اگردور انداختیش لحش نکن .

اگر لحش کردی دیگع یادش نکن.





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 خرداد 1391
سلام
شاید این سوال های زیر برای همه ما آشنا باشه وزیاد تو زندگی شندیم ولی صحبت من این نیست حرف من در آخر این سوالهاست

کودکی : مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو ؟ 

مدرسه : معدلت چند شد ؟

نوجوانی : بزرگ میشی میخوای چیکاره بشی ؟

دانشجویی : درست کی تموم می‌شه ؟ 

بعدر از درس : چرا ازدواج نمی‌کنی ؟ 

بعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین ؟ 

بعد از بچه : این بچه قیافه‌ش به کی رفته ؟ 

و بعد گذشت سالها :

تو که خوشگل بودی و مال داشتی و اخلاق گلی داشتی و تحصیلات عالیه ، چرا خودتو اسیر شوهر و بچه کردی یا برکس این جمله کردی؟

صحبت من اینجاست آیا کسی از بچگی از شماپرسید خدا کیست شما چرا به دنیا آمدی آیا برات گفت چرا؟
آیا بهت یاد داد نماز بخونی یا فقط نگاه به نامحرم نکنی
آیا بهت یاد داد که قران چیست و برای چی برای ما فرستاده شده
آیابه جای که از تو بپرس بین مامان وبابا کدوم بیشتر دوست داری از تو پرسید که چیکار کنی مامان وبابا از تو راضی بشن
آیا به جای که بهت بگن معدلت چندشده بهت گفتن این کار گناه
آیا تو نوجوانی کمک کردن وبهت گفتن این راه مستقیم ؟
آیا تو دانشگاه بهت گفتن چه کاری انجام بده که همه از تو امیدواربشن نه نا امید؟
آیا بهت گفتن با کسی ازدواج کن که حرفو حدیث توش نباشه
وغیره نمیدونم کی کمکت کرده ولی یادت باشه خدا بالای سرت داره نگاه میکنه خدا کریم ولی ............؟


نویسنده : مردانه ایستاده ایم




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 خرداد 1391

سلام

می خواهم بهشت را بسوزونم .

وآتش جهنم را خاموش کنم .

تایک بارهم که شده خدارو باعشق بپرستیم.

 





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : خدا،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 خرداد 1391

سلام

یادتونه کلاس اول که بودیم یادمون دادن بنویسیم با با نان داد . بابا نان آورد .

خلیلی راحت می گفتیم .

اما الآن اگه کسی درک کنه که بابا چه جوری نان میاره اشک توچشماش جمع میشه وبابغض می خواد به گه

بابا نان @@@@@@@@@@@@@ @ @@ @@@@................داد.





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها : پدر، جمهوری اسلامی، احمدی نژاد، جواد مقدم، مقدم، پدر خوب،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 خرداد 1391
شماره ناشناس ناشناس :
سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
-بله ،شما؟
-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم . ------- ...
شماره ناشناس بعدی : -
دوست پسر داری؟ -
نه نه اصلا -
من دوست پسرتم ......
واقعا که ...
:( -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! -
خوب داداشتم دیگه
،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 خرداد 1391

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 خرداد 1391
دختر:می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر:آره عزیزم
دختر:منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره بر میگرداند تا دختر اشکش را نبیند و گفت:منتظرت میمونم
دختر:دوستت دارم
... ... ... بعد از عمل،دخترداشت به هوش می آمد،به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد
پرستار:آروم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر:ولی اون کجاست؟گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار:در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت:میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختربه یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد،آخه چرا؟
پرستار:شوخی کردم بابا!رفته دستشویی الان میاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 خرداد 1391

سلام

تفاوت دین باقانون رامیدونی؟؟؟؟؟؟

دین همون قانون است اماازطرف یکسی برایما گذاشته شده که تاحالاهماندش ماندیدیم .

اماقانون یکسی این هارویکسی ازخودماگذاشته.

دین کیسی اجبارت نمیکنه که انجامش بدی.

اما قانون یکس بالای سرت وایساده به اجبارمیگه باید انجام بدی.

انجام دادن دین به درد آخرت میخوره وانجام دادن قانون به دارداین دنیای فانی می خوره.

انتخاب کدام دین دسته خودته اما انتخاب قانون دسته خودت نیست.

دسته خودموووووووووووووووووووونه که چه دینی راانتخاب کنیم.





نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 خرداد 1391
حضرت امام جواد (ع) : صبر را بالش کن ، و فقر را در آغوش گیر ، و شهوات را به دور انداز ، و با هوای نفس مخالفت کن ، و بدان که در برابر دیده خدایی ، پس بنگر که چگونه ای .


حضرت امام جواد (ع) : سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری

جان و دارایی ما، از بخششهای گوارای خداست و عاریه سپرده اوست ، تا آنجا که از آن بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است ، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است ، پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن .

حضرت امام جواد (ع) : کسی که در امری حاضر باشد و آن را ناخوش دارد ، چون کسی است که غائب بوده . و هر که در امری حاضر نباشد ولی بدان رضایت دهد ، مانند کسی است که خود در آن بوده .
ولادت باسعادت امام جواد (ع) مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 خرداد 1391
سلام

اشک از شکستن .

سکوت از تنهایی.

لبخند از مهربانی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 3 خرداد 1391

 

نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که: دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام "ابو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است . تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدینه اتفاق افتاد.

در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زین العابدین (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند. قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند. برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند. اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند. زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار اهتمام می ورزیدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند. به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.

دانش امام باقر علیه السلام نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه‏ وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، �جابر بن عبد الله‏� نزد امام باقر (ع) مى‏ آمد و از آنحضرت دانش فرا مى‏گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى ‏كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مى‏دهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 3 خرداد 1391
سلام

آینه شیئ مفیدیه همه ی انسان هارومیبینه .

اما هیچ انسانی اونو نمی بینه .

ایراد همه ی مارو میگه .

هیچ منتی نداره.

تاحالا آیینه رادیدی .







نوع مطلب : شاید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 خرداد 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی