تبلیغات
شاید - عشق واقعی
شاید
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند، پروانه شدن یعنی تباهی!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
تا اخرش بخون قشنگه

نوشته ى یک پزشک.....'

دیروز کلینیک بودم پسری اومد یه خالکوبی اسم دختر رو دستش بود گفت میخوام پاکش

 کنم'''' گفتم اسم کیه گفت اسم عشقم هست'''' میخوام پاکش کنم یه اسم دیگه بنویسم''''

گفتم این چه عشقی بود پس که درد خالکوبی را تحمل کردی''' گفت دادا دیروز جلو دفتر

 ازدواج وقتی دیدم عشقم داره ازدواج میکنه رفتم پشت پنجره دیدم عشقم اسمشو اشتباهی

 بهم گفته بود قبلا''' و حالا اومدم اسم واقعیشو بنویسم'''




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 شهریور 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی